به مناسبت 10 اکتبر، روز جهاني بهداشت روان

همه ما در مورد مراقبت از بهداشت جسم، نکات زيادي را مي دانيم و رعايت مي کنيم. از توجه به رژيم هاي غذايي و بخور و نخورهاي روزانه بگيريد تا مسواک زدن و حمام کردن و چکاپ کليِ سالانه و پاکيزه نگه داشتن محيط زندگي و... اما همان طور که تمام تلاش خود را به کار مي گيريم تا از جسممان مراقبت کنيم و از ابتلا به بيماري هاي جسمي پيشگيري کنيم، بايد مراقبِ روانِ خود هم باشيم تا پاک، سالم و توانمند بماند.
-

روان، بيشتر مواقع به معناي کارکردهاي عاليِ مغز و ذهن است که رفتارهاي ما را شکل مي دهد. تفکر، تصميم گيري، حافظه قوي، توان حل مسئله، خودتنظيمي، مديريت احساسات و... همه از کارکردهاي عالي مغز است که از آن ، با عنوانِ روان ياد مي شود و مراقبت از بهداشت روان، به معناي مراقبت از توانايي ها و عملکرد مغز است براي داشتنِ بهترين تفکر، بهترين تصميم و رفتار و در نهايت يک زندگيِ معقول و آرام که زمينه ساز آرامش و رضايتمندي ماست. امروز 18 مهرماه، 10 اکتبر از سوي فدراسيون جهاني بهداشت روان به عنوان «روز جهاني بهداشت روان» نام گذاري شده است. اين فدراسيون براي اين روز در هر سال، يک شعار خاص انتخاب مي کند و در سالِ پيش رو، براي محقق کردنش تلاش مي کند. مثلا شعار روز جهاني بهداشت روان در سال 2014 «زندگي با اسکيزوفرني» و برخورداري مبتلايان به اين بيماري از يک زندگي سالم و طبيعي بود. در کشور ما هم هفته پاياني مهر ماه، «هفته بهداشت روان» نام گذاري شده است و مهم ترين هدف اين هفته، ارتقا و افزايش آگاهي و تغيير و اصلاح نگرش مردم نسبت به مسائل بهداشت روان است. با توجه به اهميت و تاثيرگذاري اين موضوع در زندگي، پرونده امروزِ هم به بررسي ابعاد گوناگون همين مسئله اختصاص دارد. اگر به بهداشت روانِ خود، خانواده و اطرافيانتان اهميت مي دهيد، با ما همراه باشيد.

بهداشت روان چيست و چرا مهم است؟
مفهوم سلامتي را به دو شکل مي‌توان تعريف کرد. طبق تعريف متداول، سلامتي يعني فقدان بيماري و طبق تعريف ديگر، سلامتي يعني رشد و ارتقاي بهداشت که سطوح مختلفي دارد. سلامت روان هم مثل سلامت جسم، امري فراتر از فقدان بيماري رواني است. تعريفي که سازمان بهداشت جهاني نيز بر آن تاکيد دارد، «يک حالت رفاه و راحتي جسمي، رواني و اجتماعي است» که هيچ يک از اين سه شاخص، بر ديگري برتري ندارد. به شکل کلي مفهوم سلامت روان شامل آسايش ذهني، احساس خودتوانمندي، شناخت توانايي هاي خود در محقق ساختن ظرفيت‌هاي عقلي و هيجاني، شادي و آرامش دروني و رفتار متعادل و منعطف با پيرامون است.

بهداشت روان حالتي از رفاه است که در آن فرد توانايي‌هايش را باز مي‌شناسد و قادر است با استرس‌هاي معمول زندگي مدارا کند، از نظر عاطفي آرام باشد، از نظر شغلي خلاق و کارآمد باشد، در اجتماع مفيد و سازنده باشد و در معاشرت با ديگران، فعال و پويا باشد. مراقبت از سلامت روان فقط مخصوص افرادي که از بيماري‌هاي رواني رنج مي‌برند نيست؛ البته که اقشاري مثل افراد بيکار، بي خانمان، مهاجر و پناهنده، کودکاني که قرباني خشونت خانگي شده اند، زناني که به نحوي مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند، سالمنداني که مورد غفلت و بي توجهي اند و... بيشتر از ديگران در معرض آسيب هاي رواني هستند اما بهداشت روان به همه ما مربوط است، چرا که هيچ کداممان از بيماري ها و آسيب هاي رواني در امان نيستيم و در صورتِ بي توجهي، آهسته آهسته و به مرور زمان در دام بيماري هاي شايعي مثل افسردگي، وسواس يا شک و ترديد، گرفتار خواهيم شد.

چگونه از روانمان مراقبت کنيم؟
تلاش براي مراقبت از سلامت روان، در دنيا و در کشور ما به دو شکل کلي انجام مي شود؛ «پيشگيري و ارتقا». پيشگيري به معناي کاهشِ زمينه هاي بروزِ اختلالات رواني است و با برنامه هايي مثل تشويقِ مادران به تغذيه نوزاد با شير مادر که هم توانايي و مقاومتِ جسمي کودک را بالا مي برد و هم به نيازهاي رواني و عاطفي کودک پاسخ مي دهد و هم زمينه ساز پيوند و دلبستگي بيشتر فرد و خانواده در آينده است، يا تشويق افراد به ارتباط با يک مشاور متخصص و رازدار و دانا، تلاش مي کند زمينه آسيب هاي رواني را کاهش دهد.

ارتقا هم فرآيندي است که مردم را قادر مي کند تا کنترل بيشتري بر سلامت روانشان داشته باشند و آن را از وضعيت کنوني بهتر کنند؛ تغذيه مناسب، خواب کافي، ورزش و تفريح، تلاش براي داشتن کار و درآمد مناسب، مصرف نکردن سيگار، اجتناب از رفتارهاي پرخطر جنسي، انتخاب دوست و معاشرِ مناسب، دوري از موقعيت هاي تنش زا و... از جمله مواردي است که براي ارتقاي سطح بهداشت روان، مورد توجه و تاکيد است. در عينِ حال يک سري نکاتِ تخصصي و اساسي وجود دارد که براي داشتنِ رواني آرام، بايد بدانيم و به آن ها عمل کنيم. رهايي از تصميم هاي نادرست و خاطرات تلخ گذشته و توجه به زندگيِ حال حاضر و برنامه هاي آينده، رو به رو شدن با واقعيات زندگي و اجتماع و پذيرفتن و کنار آمدن با آن ها، تلاش براي به دست آوردنِ آرامش و امنيت و رضايتمندي در زندگي، برنامه ريزي صحيح براي استفاده مناسب از فرصت هاي روزانه براي رسيدن به رفاه جسمي و روحي و... از مهم ترين نکاتِ مراقبت از سلامت روان است.
-
چگونه رواني بهداشتي داشته باشيم؟
وقتي صحبت از امنيت رواني، سلامت روان يا واژه هاي مشابه مي شود بلافاصله ذهن ما مي رود سمت يکسري راهکار از پيش تعيين شده براي آن که بتوانيم بهداشت روان خودمان و اطرافيان مان را تامين کنيم و از مواردي که موجب به مخاطره انداختن آن ها مي شود اجتناب کنيم. اما ماجرا به اين راحتي نيست چون با پديده اي به نام انسان با همه پيچيدگي هايش مواجه هستيم و روان و ذهني که در هر کسي مکانيزم خاص خود را دارد.

بهداشت روان مثل بهداشت دهان و دندان يا راه هاي پيشگيري از سرماخوردگي نيست که با اندکي تفاوت در همه آدم ها با راهکارهاي مشابهي تامين شود. سن، نسل، روند اجتماعي شدن، طبقه اجتماعي، تيپ فرهنگي و مسيري که منجر به شکل گيري يک شخصيت شده باعث مي شود يک نفر براي آن که شخصيتي سالم داشته باشد و بتواند به نيازهاي جسم و روحش به خوبي پاسخ دهد با چالش هاي متنوعي مواجه باشد که هر کدام از آن ها مي تواند سلامت روان يک نفر را با مشکلاتي مواجه کند. نهادهايي مثل خانواده، رسانه، آموزش و پرورش، اقتصاد، فرهنگ و... هر کدام در مسيري که يک نفر از کودکي و ورودش به جامعه در زندگي فردي و اجتماعي طي مي کند تاثيرگذار هستند و هر کدام از اين نهادها در روند زندگي يک نفر، تاثيرات متفاوتي دارند و براي همين انسان ها با هم متفاوت هستند. شايد يک نفر با دو ساعت مطالعه روزانه احساس مفيدبودن داشته باشد اما در مقابل به خاطر دوري از فعاليت سالم جسمي و ورزش، با چالش هاي فيزيکي و ذهني مواجه باشد چون تصور مي کند به نيازهاي جسمش بي تفاوت بوده و از مسير همين دغدغه هم احساسات منفي بر مثبت در ذهنش فائق شود و چون به شکلي همه بُعدي مثل يک شخصيت سالم نتوانسته خود را ارتقاء دهد، بهداشت روانش به خطر بيفتد. شايد يک مادر از صبح تا شب در خدمت خانواده باشد و از اين که براي همسر و فرزندانش مسير پيشرفت را فراهم کند خوشحال باشد اما همين مادر گهگاهي بابت اين که فرصتي براي خودش ندارد دچار ناراحتي شود. شايد يک پدر سالمند که فرزندان موفقي را تربيت کرده و خودش هم موفق بوده در ظاهر کمبودي نداشته باشد اما با اندک ترشرويي يکي از فرزندان، جرقه احساس بد سربار ديگران بودن در ذهنش زده شود و با سرخوردگي ناشي از آن زندگي کند.

شايد يک مرد جوان با درآمد خوب و برخورداري از پايگاه خوب اجتماعي، فقط به خاطر مقايسه هاي همسرش يا با چالش مواجه شدن اقتدار و غرور مردانه اش توسط همسر دچار جراحت هاي عميقي شود که همه آن اتفاق هاي خوب، نعمت هاي زياد و موقعيت هاي شيرين نتواند جبران کننده آن فقدان برايش باشد.

توجه به بهداشت روان براي همه ما بديهي است اما نکته مهم ماجرا اين است که بدانيم تامين آن با مطالعه چند جمله حکيمانه از لابه لاي سخن بزرگان و چند داستان روانشناسي در گروه هاي تلگرامي تامين نمي شود. بايد اول خودشناسي داشته باشيم، خودمان، توانايي هاي مان، نعمت هايي که داريم را خوب بشناسيم و ببينيم در مسيري که در زندگي انتخاب کرده ايم به کدام يک از اهداف ميان مدت و بلند مدت خود رسيده ايم؟ آيا لازم است در انتخاب مجدد مسير يا مقصد انعطافي به برنامه زندگي مان بدهيم تا واقع بينانه تر باشد يا نه؟ کوتاهي ما در زندگي متوجه چه جنبه هايي بوده؟ آيا تقصير داشتيم يا هر چه در توان داشتيم رو کرده ايم اما چون اهداف مان از ابتدا دور از دسترس و غيرواقعي بودند به آن ها نرسيده ايم؟ migna.ir در مورد اطرافيان مان هم که سلامت روان آن ها براي مان موضوعيت دارد بايد سوال هاي مهمي را از فيلتر ذهن مان بگذرانيم و بدانيم سوال خوب بخش زيادي از پاسخ را هم دارد. با دقت مي توان فهميد بنا به بضاعت هايي که خودمان و اطرافيان مان داشته ايم مسير رشدمان چقدر فراهم است؟ موانع اين رشد چيست؟ سلامت روان ما در گروي چه چيزهايي است و چه گام هايي مي توانيم در راستاي سعادت و سلامت جسم و جان ديگراني که زندگي مان به آن ها گره خورده برداريم تا متوازن و با حس خوبي به زندگي در کنار هم ادامه دهيم.

منبع: میگنا

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه