متن ادبی درباره میلاد حضرت عباس (ع). متن های زیبا در مورد حضرت ابوالفضل(علیه السلام). لبخند علی علیه‌السلام رنگ می‌گیرد. فرشتگان، تولد دستانی را جشن می‌گیرند که قرار است روزی چراغ حماسه را رافروزند. پهلوانی به عالم چشم می‌گشاید که پهلوانان عالم به نامش اقتدا می‌کنند. پهلوانی که فرزند مردی است که کوهِ رشادت و جوانمردی است، فرزندِ شیر زنی است که به او شیر شهامت نوشاند. کوه‌مردی که ذره‌ای از احترام برادرش حسین علیه‌السلام فرو نگزارد. حسین علیه‌السلام امام بود و ابوالفضل، برادر امامت. حسین ...

متن ادبی در مورد حضرت ابوالفضل (علیه السلام)



متن ادبی درباره حضرت ابوالفضل(ع), متن ادبی درباره حضرت عباس(ع), پوستر حضرت ابوالفضل عمتن ادبی درباره میلاد حضرت عباس (ع)

 

متن های زیبا در مورد حضرت ابوالفضل(علیه السلام)

لبخند علی علیه‌السلام رنگ می‌گیرد. فرشتگان، تولد دستانی را جشن می‌گیرند که قرار است روزی چراغ حماسه را  رافروزند. پهلوانی به عالم چشم می‌گشاید که پهلوانان عالم به نامش اقتدا می‌کنند. پهلوانی که فرزند مردی است که کوهِ رشادت و جوانمردی است، فرزندِ شیر زنی است که به او شیر شهامت نوشاند. کوه‌مردی که ذره‌ای از احترام برادرش حسین علیه‌السلام فرو نگزارد. حسین علیه‌السلام امام بود و ابوالفضل، برادر امامت. حسین علیه‌السلام ولی بود و ابوالفضل، هم‌ رکاب ولایت. آری، نوزادی در گهواره خفته است که علمدار لشکر حسین علیه‌السلام خواهد بود.

 

 سلام بر عباس، ای غیرت مجسم… ای قامتِ فتوت… 

سلام ای چشم‌هایی که آب را شرمنده نجابت خود خواهی کرد…

 سلام ای دست‌هایی که رودخانه‌های زمین، به جستجویشان سر گردانند…

سلام ای پیشانی بلندی که آیینه‌ی آسمان است…

السلام علیک یا اباالفضل العباس (ع)

 

*************************

 

پنداری دروغ نیست که بگوییم او مادری دلاور و پاک‌سرشت به پاکی فرشته‌ها داشت. لافی گزاف نیست که بگوییم پدرش علی نام داشت و بردن این نام کافی است تا بدانیم از نسل کیست؟


جنت و رضوان و حور و کوثر، همگی آیت و نشانه‌ای از خوی وی است. او آبشاری است که از کوهی استوار چون على، در طبیعتی چون ام‌البنین جاری شد و در سرشاری از عطش سوخت. قهرمان نهر علقمه که شمس و قمر از نور جمالش خجل می��شوند، افسانه و اساطیر نبود؛ مردی بود که مثل یک عَلَم هیچ وقت بر زمین نماند. لقب «اَسَدُ الله الْغالِبْ» را چون علی بر او نهادند تا دوباره حمله‌های حیدری در میدان‌ها تکرار شوند و هنوز بعد از این همه سال، زیر نور مهتاب، چهره‌اش در زلالی آب می‌لرزد؛ گویی تنها بعد از خدا از آب می‌ترسد. مردی که افسانه نیست.

 

گردآوری: بخش مذهبی بیتوته


منبع:

pictaram.net
ommolmasaeb.com

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه