داستان کودک

داستانه کودکانه – مراقبت از سگ کوچولو

دوست داینا به مسافرت رفته است، داینا به او قول داد تا از سگش مراقبت کند. او خیلی هیجان زده است . او می داند که مراقبت از یک سگ سرگرمی جالبی است و البته می داند که اینکار زحمت دارد. **********. جهت خوان ادامه داستان به ادامه مطلب مراجعه کنید. **********. داینا باید هر روز به سگ کوچولو غذا بدهد، زیرا او همیشه گرسنه است. سگ قهوه ای هر روز کلی غذا می خورد و هر روز بزرگتر و بزرگتر می شود. داینا باید هر روز به او یک ظرف آب بدهد. آب تازه و خنک خیلی دلچسب است. بعضی وقتها هم سگ کوچولو دو تا ظرف آب می خورد. داینا باید هر روز سگ را برای قدم زدن بیرون ببر

مراقبت از سگ کوچولو

ادامه مطلب ...
داستانه کودکانه – عمو نوروز

یکی بود, یکی نبود. پیر مردی بود به نام عمو نوروز که هر سال روز اول بهار با کلاه نمدی, زلف و ریش حنا بسته, کمرچین قدک آبی, شال خلیل خانی, شلوار قصب و گیوة تخت نازک از کوه راه می افتاد و عصا به دست می آمد به سمت دروازة شهر. *******. جهت خواندن ادامه داستان به ادامه مطلب مراجعه کنید. ********. بیرون از دروازة شهر پیرزنی زندگی می کرد که دلباختة عمو نوروز بود و روز اول هر بهار, صبح زود پا می شد, جایش را جمع می کرد و بعد از خانه تکانی و آب و جاروی حیاط, خودش را حسابی تر و تمیز می کرد. به سر و دست و پایش حنای مفصلی می گذاشت و هفت قلم, از خط و خال گر

ادامه مطلب ...
نمونه سوالات پنجم ابتدایی کتاب ریاضی

دانلود نمونه سوالات ریاضی پنجم ابتدایی طرم اول و دوم در فایل PDF به صورت رایگان از سایت دانلود کنید. ********. جهت دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید. ********. طرم اول. طرم دوم. **************. ************. دانلود طرم اول. دانلود طرم دوم. پسورد فایل : www. jahaniha. com.

نمونه سوالات پنجم ابتدایی نمونه سوالات پنجم ابتدایی ریاضی نمونه سوالات پن��م ریاضی

ادامه مطلب ...
نمونه سوالات پنجم ابتدایی کتاب علوم تجربی

دانلود نمونه سوالات علوم تجربی پنجم ابتدایی در فایل PDF به صورت رایگان از سایت دانلود کنید. *******. جهت دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید. *********. دانلود نمونه سوالات. پسورد فایل : www. jahaniha. com.

نمونه سوالات پنجم ابتدایی نمونه سوالات ابتدایی نمونه سوالات ابتدایی پنجم

ادامه مطلب ...
نمونه سوالات پنجم ابتدایی کتاب تاریخ و مدنی

دانلود نمونه سوالات تاریخ و مدنی پنجم ابتدایی در فایل PDF به صورت رایگان از سایت دانلود کنید. *******. جهت دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید. *********. دانلود نمونه سوالات. پسورد فایل : www. jahaniha. com.

نمونه سوالات پنجم ابتدایی نمونه سوالات ابتدایی نمونه سوالات ابتدایی پنجم

ادامه مطلب ...
نمونه سوالات پنجم ابتدایی کتاب جغرافیا

دانلود نمونه سوالات جغرافیا ابتدایی در فایل PDF به صورت رایگان از سایت دانلود کنید. *******. جهت دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید. *********. دانلود نمونه سوالات کلیک کنید. پسورد فایل : www. jahaniha. com. دوستان توجه داشته باشید که پسوند فایل pdf میباشد و باید با نرم افزار Adobe Reader داشته باشید تا فایل رو باز کنید.

نمونه سوالات پنجم ابتدایی نمونه سوالات ابتدایی نمونه سوالات ابتدایی پنجم

ادامه مطلب ...
داستان طنز – باباجون

بابا جون؟. - جونم بابا جون؟. این خانمه چرا با مانتو خوابیده؟. - خب… خب… خب حتما اینجوری راحتتره دخترم. یعنی با لباس راحتی سختشه؟. - آره دیگه، بعضیها با لباس راحتی سختشونه!. پس چرا اسمشو گذاشتن لباس راحتی؟. - ……. هیس بابایی، دارم فیلم میبینم. باباجون، کم آوردی؟!. - نه عزیزم، من کم بیارم؟ اصلا هر سوالی داری بپرس تا جواب بدم. خب راستشو بگو چرا این خانمه با مانتو خوابیده بود؟. - چون خانم خوبیه و حجابشو رعایت میکنه. آهان، پس یعنی مامان من خانم بدیه؟. - نه دخترم، مامان تو هم خانم خوبیه. پس چرا بدون مانتو میخوابه؟!. - خب مامانت اینجوری راحتتره !. اون

داستان طنز

ادامه مطلب ...
داستان – کیک زندگی

پسر کوچکی برای مادربزرگش توضیح می‌داد که چگونه همه‌چیز ایراد دارد… مدرسه، خانواده، دوستان و… مادربزرگ که مشغول پختن کیک بود از پسر کوچولو پرسید که کیک دوست داری؟ و پسر کوچولو پاسخ داد: البته که دوست دارم. روغن چطور؟ نه! و حالا دو تا تخم‌مرغ. نه مادربزرگ! آرد چی؟ از آرد خوشت می‌آید؟ جوش شیرین چطور؟ نه مادربزرگ! حالم از همه‌شان به هم می‌خورد. بله، همه این چیزها به تنهایی بد به‌نظر می‌رسند اما وقتی به‌درستی با هم مخلوط شوند، یک کیک خوشمزه درست می‌شود. خداوند هم به‌همین ترتیب عمل می‌کند. خیلی از اوقات تعجب می‌کنیم که چرا خداوند باید بگذارد ما چن

داستان کیک داستان زندگی داستان زندگی من

ادامه مطلب ...
داستان – دفتر مشق کثیف

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا…دخترک خودش را جمع و جور کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جل��ی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟. معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد : (چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟. فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم ). دخترک چانه لرزانش را جمع کرد… بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :. خانوم… مادرم مریضه… اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن… اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم

داستان دفتر مشق دفتر مشق کثیف

ادامه مطلب ...
داستان – شمس و مولانا

داستان آموزنده “شمس و مولانا”. می گویند:روزی مولانا ،شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد. شمس به خانه ی جلال الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید:آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟. مولانا حیرت زده پرسید:مگر تو شراب خوارهستی؟!. شمس پاسخ داد:بلی. مولانا:ولی من از این موضوع اطلاع نداشتم!!. ـ حال که فهمیدی برای من شراب مهیا کن. ـ در این موقع شب ،شراب از کجا گیر بیاورم؟!. ـ به یکی از خدمتکارانت بگو برود و تهیه کند. - با این کار آبرو و حیثیتم بین خدام از بین خواهد رفت. - پس خودت برو و شراب خریداری کن. - در این شه

داستان شمس و مولانا داستان شمس با مولانا داستان شمس مولانا

ادامه مطلب ...
داستان کوتاه – عیب کوچیک عروس

جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد. جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است. پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود. جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد. پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفی نمی کند و سرت را به درد نمی آورد. جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیو

داستان کوتاه عروس

ادامه مطلب ...
داستان بهترین عموی دنیا

قصه های کودکان – عمو سعید من یک ورزشکار قوی است. من او را خیلی دوست دارم. یک روز به او گفتم تو بهترین عموی دنیا هستی. عمو سعید کمی فکر کرد و گفت :نه من بهترین عموی دنیا نیستم ولی بهترین عموی دنیا را می شناسم. گفتم خوب او کیست؟. عمو سعید گفت بهترین عموی دنیا حضرت عباس علیه السلام است. گفتم چرا او بهترین عموی دنیاست؟. عمو سعید گفت: خوب قضیه اش مفصل است. گفتم مفصل باشد خواهش می کنم برایم تعریف کنید. عمو سعید گفت: در کربلا، کاروان امام حسین به وسیله دشمنان محاصره شده بود. دشمنان سنگدل ،نمی گذاشتند که امام و یارانش از آب رودخانه ی فرات استفاده ک

بهترین داستان دنیا بهترین داستان های دنیا بهترین عموی دنیا

ادامه مطلب ...
قصه های عمو نوروز

ننه سرما داشت روزهای آخر ماندنش را می‌گذراند. دیگر نفس‌هایش سردی نداشت. برف‌هایی را که با خودش آورده بود، کم‌کم با گرمای خاله خورشید داشتند آب می‌شدند. او باید جایش را به عمو نوروز می‌داد. عمو نوروز هم توی راه بود داشت می‌رسید. او تازه رسیده بود به پشت کوهی که آن طرف، سینه دشت قد علم کرده بود و منتظر بود که ننه سرما خودش را جمع و جور کند تا او با شادمانی و خوشحالی جایش را بگیرد و برای همه شور و نشاط و شادی را به ارمغان بیاورد … این چند روز هم گذشت و ننه سرما رخت و لباسش را جمع و جور و از اهالی خداحافظی کرد و رفت. ننه سرما که رفت عمو نوروز

قصه عمو نوروز قصه های عمو نوروز قصه نوروز

ادامه مطلب ...
آموزش نقاشی جوجه

مطابق شکل های زیر به ترتیب به کودک خود بیاموزید به راحتی یک جوجه بکشد. منبع:یادبگیر.

آموزش نقاشی نقاشی جوجه آموزش نقاشی جوجه

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه