نوشته‌هایی با برچسب "با دست خالی آمدم"

من دست خالی آمدم ! من دست خالی آمدم !

من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو. سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو. تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم. آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو. من از هر دررانده ام ، من رانده ی وامانده ام. یا خوانده یا نا خوانده ام ،اکنون منم مهمان تو. پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد. هر در به رویم بسته شد، جز درگه احسان تو. گفتم منم در می زنم ،گفتی به تو سر می زنم. من هم مکرر می زنم ،کو عهد و کو پیمان تو؟. سوی تو رو آورده ام، ای خم سبو آورده ام. من آبرو آورده ام، کو لطف بی پایان تو؟. حال من گوشه نشین، با گوشه ی چشمی ببین. جز سایه ی

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه